من که رفتم .............
من که رفتم بنویسید دمش گرم نبود بنویسید صدا بود ولی نرم نبود خانه در خاک و خدا داشت ، تماشایی بود بنویسید دو خط مانده به تنهایی بود بنویسید که با ماه ،کبوتر می چید از لب زاغچه ها بوسه ی باور می چید بنویسید که با چلچله ها الفت داشت اهل دل بود وَ با فاصله ها نسبت داشت دلش از زمزمهء نور عطش می بارید ریشه در ماه ، ولی روی زمین می جوشید بنویسید زبان داشت ولی لال نشد بنویسید که پوسید ولی کال نشد پُرِ طوفان غزل بود ولی سیل نداشت بنویسید که دل داشت ولی میل نداشت پنجه بر پنجره ی روشن فردا می زدوسعت حوصله اش طعنه به دریا می زد بنویسید به قانونِ عطش ، آب ندادو کسی کودک احساسش را تاب نداد سرد و سرما زده از سمت کویر آمده بودکودکی بود که در هیاتِ پیر آمده بود تا صدای دل خود چند تپش فاصله داشت گاه با فلسفه ی عشق کمی مسئله داشت
+نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت12:27توسط سارا | |
دوستی چون گوهری است گرانبها که مردم فقط نام ان را میدانند وعمل کردن به ان چون سیمرغ وکیمیاست
دهكده پسر خاله می اندیشم پس هستم ....محبوبه عكس متون عاشقانه و جك دفتر دل..... ياسمن جون دو كلام خودموني.... عسل جون عارفانه عاشقانه آقا مجتبی LinkDump کاربران آنلاین: بازديدها :