|
مرتکب گناه می شوم :
چه زیباست بخاطر تو زیستن وبرای تو ماندن بپای تو مردن وبه عشق تو سوختن؛ وچه تلخ وغم انگیز است، دور از توبودن، برای تو گریستن؛ و به عشق و دنیای تو نرسیدن؛ ایکاش می دانستی بدون تو، مرگ گواراترین زندگیست؛ بدون تو وبه دور ازدستهای مهربانت، زندگی چه تلخ وناشکیباست. ایکاش می دانستی مرز خواستن کجاست وای کاش می دیدی قلبی راکه فقط؛ برای تو می تپد چه زیباست بخاطر تو زیستن وبرای تو ماندن بپای تو مردن وبه عشق تو سوختن؛ وچه تلخ وغم انگیز است، دور از توبودن، برای تو گریستن؛ و به عشق و دنیای تو نرسیدن؛ ایکاش می دانستی بدون تو، مرگ گواراترین زندگیست؛ بدون تو وبه دور ازدستهای مهربانت، زندگی چه تلخ وناشکیباست. ایکاش می دانستی مرز خواستن کجاست وای کاش می دیدی قلبی راکه فقط؛ برای تو می تپد بیا ای ناجی قلبم
گردونه شب آرام آرام پيش مي آيد وهمه جا را در تاريكي و خاموشي مي برد شب را دوست دارم ، شب را مي پرستم شب سكوت است وآرامش دنيا دنياي ديگري است همراه نسيم شب به آسمانها پرواز مي كنم . هيچ كس خلوتم را به هم نميزند نه حرفي نه حديثي نه ترحمي ونه نگاهي در خاموشي عميق شب ،كه قلبم و خداوند است نغمه دلپذير و خوش آهنگي را مي شنوم كه سر از چشمه تقدير برمي خيزد آشفته وجسور از پشت پنجره به آسمان خيره ميشوم ودر برابر ستارگان زانو بر زمين مينهم تا به سرود مقدس روشنايي، گوش فرادهم كه اختران مي خوانند وآرام پا بر ديدگان من مي گذارد . مي پرسم آيا امده اي تا درون قلب من جا كني و فروغي در روح من بتاباني. ناگهان شهابي آبي رنگ از مهتاب جدا مي شود وبر پيشاني خاموش من مي لغزد و سبك روح با چشماني پر از حسرت و آواز به مهتاب خيره مي شوم اومرا مي خواند و مي بينند و مي گويد حتما به تنهايي من گريه ميكن چقدر دلم غمگين و دردمند است ، به اختران درخشان مي گويم نازنينان مرا امشب نور باران كنيد اما افسوس خيلي زود از كنار افق ابرهاي شوم به راه مي افتند و اين شعاع دلپذير را مي پوشانند ودوبارههمه چيز وهمه جا به ظلمت تبديل مي شود و باز من ويك دنيا دلتنگي از فراق مهتاب خواهيم ماند
|
About![]()
دوستی چون گوهری است گرانبها که مردم فقط نام ان را میدانند وعمل کردن به ان چون سیمرغ وکیمیاست
Home
|