|
من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است هیچ صدایی نیست.گاهی می پندارم،
نرو نرو سفر نکن، ثانیه ها رو کم نکن
چشای خیس و خستمو، دوباره در به در نکن نرو که اینجا مال توست چشای من خمار توست نگو به یادم می مونی، قافیه هامو رد نکن دوباره می رم آسمون، سبد سبد گل میارم کاشکی یه لحظه بمونی، ستارمو پرپر نکن هر چی بخوای همون می شم، بازم ترانه خون می شم لباسای نو می پوشم، چشامو بارونی نکن من نمی گم خودت بگو، کی قد من دوست داره بزار به یاد بمونم، نامه هامو پاره نکن مگه قرارمون نبود تا آخر قصه بریم بگو که چی عوض شده عشق منو جنون نکن ای همه احساس بهار ، عزیز رویایی خواب پیش همه حادثه ها پشت منو خالی نکن تنها نرو منم ببر، بی تو بدون من می شم وایسا با هم دیگه بریم، آرزوهامو چال نکن تو عصر شرجی غزل، قافیه رو گم می کنم بیا و حالمو ببین، دست منو رها نکن دلت چرا نمی سوزه، صدای هق هقم می آد دنبال یک راهی بگرد بهم نگو: گریه نکن بازم غروب شده بیا، آهای غریب آشنا رفیق آیینه و آب، تو یاد من غروب نکن وقت وداع آخره، اما تو خواب من بیا بیا و مهمونی بگیر، مهمونا رو خبر نکن مصرع آخر منه، یه جمله ی همیشگی دوست دارم منو ببخش غریبه رو تنها نکن غریبه رو تنها نکن... بهم نگو: گریه نکن... پشت منو خالی نکن... آرزوهامو چال نکن... عشق منو جنون نکن...
نمیدانم چرا باید چنین ساز مخالف سر کنم یکسر
پر برف است امروز
|
About![]()
دوستی چون گوهری است گرانبها که مردم فقط نام ان را میدانند وعمل کردن به ان چون سیمرغ وکیمیاست
Home
|