شعرهای دفتر من هیچ می دانی چه شد ؟ شعله و خاکستر من هیچ می دانی چه شد ؟ رفتنت بر عهد و پیمان خط بطلانی کشید اعتقاد و باور من هیچ می دانی چه شد ؟ بعد تو دیگر کسی یادی از این تنها نکرد چشم مانده بر در من هیچ می دانی چه شد ؟ لحظه تکرار تو در هر عبور از حادثه زخم های پیکر من هیچ می دانی چه شد ؟ مستی من از تو و از همت چشمان توست جام درد و ساغر من هیچ می دانی چه شد ؟ کاش می دیدی شکستم لحظه انکار تو در وداع آخر من هیچ می دانی چه شد ؟ رفتی و آن حلقه را با خود نبردی یادگار حرمت انگشتر من هیچ می دانی چه شد ؟ نیستی تا وقت گریه یار چشمانم شوی گونه خیس و تر من هیچ می دانی چه شد ؟ رفتی و من ماندم و یک دفتر و صدها غزل شعرهای دفتر من هیچ می دانی چه شد ؟
+نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت18:59توسط سارا | |
دوستی چون گوهری است گرانبها که مردم فقط نام ان را میدانند وعمل کردن به ان چون سیمرغ وکیمیاست
دهكده پسر خاله می اندیشم پس هستم ....محبوبه عكس متون عاشقانه و جك دفتر دل..... ياسمن جون دو كلام خودموني.... عسل جون عارفانه عاشقانه آقا مجتبی LinkDump کاربران آنلاین: بازديدها :